تبليغاتX
دیار غریب
غربت عشق

میخواهم و میخواستمت تا نفسم بود ، میسوختم از حسرت و عشق تو

 بسم بود

 

عشق تو بسم بود که این شعله بیدار ، روشنگر شبهای بلند قفسم بود

 

آن بخت گریزنده دمی آمد و بگذشت،غم بود که پیوسته نفس در نفسم

 

بود

 

دست من و آغوش تو هیهاث که یک عمر ،تنها نفسی با تو نشستن

 

 

هوسم بود

 

سیمای مسیحایی اندوه تو ای عشق ،در غربت این مهلکه فریاد رسم

 

بود

 

لب بسته و پر سوخته از کوی تو رفتم ،رفتم به خدا ،

 

گر هوسم بود بسم بود

 

هنوز تا همیشه دوستت دارم

+ نوشته شده در  جمعه بیست و چهارم آبان 1387ساعت 17:26  توسط غریب آشنا | 

کوله بارت بربند!شاید این چند سحر فرصت آخر

 

باشد!

 

که به مقصد برسیم ،بشناسیم خدا را و بفهمیم که یک

 

 عمر ،

 

چه غافل بودیم میشود آسان رفت ،میشودکاری کرد که

 

 رضا باشد او،

 

ای سبکبال در این راه شگرف در دعای سحرت ،در

 

مناجات خدایی شدنت،

 

هرگز از یاد مبر من جا مانده بسی محتاجم.

 

التماس دعا

 

طاعات و عبادات همگی مقبول درگه ایزد منان

+ نوشته شده در  یکشنبه هفتم مهر 1387ساعت 1:19  توسط غریب آشنا | 

وقتی از غربت ایام دلم میگیرد

 

مرغ امید من از شدت غم میمیرد

 

دل به رویای خوش خاطره ها میبندم

 

باز هم خاطره ها دست مرا میگیرد

 

دوستت دارم هنوز تا همیشه

+ نوشته شده در  یکشنبه هفتم مهر 1387ساعت 1:9  توسط غریب آشنا | 

+ نوشته شده در  چهارشنبه هشتم اسفند 1386ساعت 3:36  توسط غریب آشنا | 

سراغ از من نمیگیزی گل نازم

 

نمیشناسی صدای کهنه سازم

 

نمیدونی مگر،اینجا دلم تنگه

 

نمیبینی مگر ،با غصه دمسازم

 

سراغ از من نگیر اما ..............

 

فراموشم نکن جونم

 

فراموشم نکن عمرم

 

آخ خ خ خ خ خ نفسم

+ نوشته شده در  چهارشنبه هشتم اسفند 1386ساعت 3:26  توسط غریب آشنا | 

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه هشتم اسفند 1386ساعت 3:19  توسط غریب آشنا | 

 

خیال نکن نبودنت یا تا ابد ندیدنت

واسم بهونه ای میشه واسه فراموش کردنت

تا دنیا دنیاست دوستت دارم

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه سی ام بهمن 1386ساعت 3:11  توسط غریب آشنا | 

اونکه رفته دیگه هیچوقت نمیاد

 

 

 تا قیا مت دل من گریه میخواد

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و چهارم بهمن 1386ساعت 2:41  توسط غریب آشنا | 
  • یادتان هست شبی را كه سفر می كردید
  •  
  •  
  •  قول دادید و گفتید كه بر می گردید
  •  
  •  
  •  دست من را كه گرفتید كمی جا خوردم
  •  
  •  
  • تازه فهمیدمو دبدم كه شما هم سردید
  •  
  •  
  •  حرف دل بود كه در چشم شما یخ می زد
  •  
  •  
  •  حرفایی كه به گفتار نمی آوردید
  •  
  •  
  •  دوری از شخص شما باز عذابم می داد
  •  
  •  
  •  و دلم خوش به همین بود كه برمیگردید
  •  
  •  
  •  یادتان هست كه گفتم پس از این میمیرم
  •  
  •  
  •  منم و یك دل دیوانه و صدها تردید
  •  
  •  
  •  با كه قسمت بكنم این همه تنهایی را
  •  
  •  
  • كه به حجم غزل یخ زده ام میگنجید
  •  
  •  
  •  دل من جای كسی نیست وتنها فردید
  •  
  •  
  •  این شمائید كه با منو دلم هم دردید
  •  
  •  
  •  سهمم از دوریتان چند غزل می دانم
  •  
  •  
  • كه به اشعار نسنجیده ام عادت كردید .
+ نوشته شده در  جمعه چهاردهم دی 1386ساعت 2:38  توسط غریب آشنا | 

چرا دیوارا بلندند بین ما؟

 

هوا مسموم و ماتم میاره

 

واسه مردن دیگه جائی نداره

 

چرا؟چرا؟

 

آسمون رنگ گل لاله گرفته

 

مهربونی ره صد ساله گرفته

 

جای شادی رو دیگه ناله گرفته

 

چرا؟چرا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

+ نوشته شده در  جمعه چهاردهم دی 1386ساعت 2:31  توسط غریب آشنا | 
+ نوشته شده در  دوشنبه پنجم شهریور 1386ساعت 13:38  توسط غریب آشنا | 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و ششم مرداد 1386ساعت 3:33  توسط غریب آشنا | 

بیا تا تقاص عشق واز شبای هم بگیریم

توی جنون عشق ومستی مرگ و دست کم بگیریم

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و سوم مرداد 1386ساعت 0:47  توسط غریب آشنا | 

عزيزان عيد مبعث **حضرت رسول**بر همه ي شما مبارك

+ نوشته شده در  شنبه بیستم مرداد 1386ساعت 0:26  توسط غریب آشنا | 

كاش ميشد عشق را تفسير كرد

 



خواب چشمان تورا تعبير كرد



كاش ميشد همچو گلها ساده بود

 

 

سادگي را با تو عالم گير كرد


 کاش میشد در خراب آباد دل

 

 

خانه احساس را تعمیر کرد

 

کاش میشد در حریم سینه ها

 

 عشق را با وسعتشتکثیر کرد

 

 

  

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفدهم مرداد 1386ساعت 15:27  توسط غریب آشنا | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
سلام
دوستان گلم این وبلاگ فقط حرف دل خودمه
خدایا چنان کن که در پایان کار
تو خشنود باشی و ما رستگار
از همه عزیزانی که به من سر میزنن بینهایت ممنون
همین طور از استاد گل خودم که خیلی دوستش دارم
انشالله همیشه سلامت باشه
از تو ای عشق !در این دل چه شررها دارم
یادگار تو چه شبها چه سحرها دارم
با تو ای راهزن دل چه سفرها دارم
گر چه از خود خبرم نیست خبرها دارم
تو مرا واله و آشفته و رسوا کردی
تو مرا غافل از اندیشه ی فردا کردی
گرچه ای عشق شکایت زتو چندان دارم
که به عمری نتوانم همه را بشمارم
گر چه از نرگس او ساختهای بیمارم
گرچه زان زلف گره ها زده ای در کارم
باز هم گرم از این آتش سوزان توام
سر خوش از آه وغم درد شب و روز توام
باز اگر بوی مئی هست ز میخانه ی توست
باز اگر راحت جانی بود افسانه ی توست
باز هم عقل،کسی راست که دیوانه ی توست
شکوه بیجاست مرا کشتی و جانم دادی
آنچه از بخت طمع داشتم آنم دادی
من ندیدم سخنی خوشتر از افسانه ی تو
عاقلان بیهوده خندند به دیوانه ی تو
نقد جان گرچه بود قیمت پیمانه ی تو
آه از آنکه نشد مست ز میخانه ی تو
کاش دائم دل ما از تو بلرزد ای عشق
آن دلی کز تو نلرزد به چه ارزد ای عشق؟

پیوندهای روزانه
غم خوار
***مرصاد***
اس ام اس به او
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
آبان 1387
مهر 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
آرشیو موضوعی
سعید
نیلوفر
دلتنگی
شادی
عشق
خاطره
پیوندها
m***عاشق خسته***m
دانش نوین:گل پسر
بیخیال****حمید****
زندگی نامه _ترفند_لطیفه
بالا تر از سیاهی
احساس دل
غمگین
بفرمائید داخل
آسمونی
حرم دل
چتر دوستی
هک سیتی.موزیک.دانلود بازار
شکوه تنهائی
تیغ سیاه
بهشت خوبان**مرصاد**
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM



كاربردی ترين كدهای وبلاگ نويسان